ایلیاایلیا، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

ایلیا؛شاهزاده آریایی

اولین مسافرت 1روزه ایلیا جونم

سلام عزیز مامان صبح روز جمعه (94/2/11) وسایلمونو جمع کردیم و راه افتادیم به سوی جنگل گلستان و بعد از 190 کیلومتر رانندگی به ابشار لوه در 10 کیلومتری مینو دشت رسیدیم.جای سرسبز و قشنگی بود.وقتی رسیدیم اول صبحونه خوردیم بعد رفتیم جای ابشار. ابشار قشنگی بود بعد برگشتیم جای ماشین  و وسایلمونو برداشتیم و رفتیم جا پیدا کردیم و ناهار و حاضر کردیم ،خوردیم.بعد تو لالا کردی و من و بابایی یکم دور و بر راه رفتیم و اومدیم پیشت بعد ساعتای 4هم وسایلمونو جمع کردیم به سمت خونه راه افتادیم. تو مسیر برگشت هم از ترکمنا خرید کردیم ...
28 ارديبهشت 1394

ده ماهگی ایلیا ی شیطون بلا

سلام عزیزم ده ماهگیت مبارک ببخشید که دیر به دیر  وبلاگتو به روز میکنم.عزیزم هر روز که میگذره اقاتر میشی خوشگل مامان و خودتو بیشتر تو دل مامان و بابا جا میکنی .من و بابایی عاشقتیم عزیزم. روزایی که میرم کلاس هم پسرخوبی هستی و پیش خاله مریم(دوست مامان)میمونی و اذیت نمیکنی.امیدوارم زودتر درسم تموم شه و زمان بیشتری رو با شما بگذرونم.
27 فروردين 1394

نهمین ماهگرد اقاگل

سلام عزیز دل مامان پسرخوشگلم این روزا که تو روروک میزارمت تند تند اینور اونور میری و کلی شیطونی میکنی و هرچیزیو که دستت برسه میکشی یا برمیداری.منم همش باید مواظبت باشم که خرابکاری نکنی.دوست دارم وروجک مامان. جدیدا هم یاد گرفتی خودتو لوس میکنی عزیزم وقتی هم که بهت توجه کنم بیشتر خودتو لوس میکنی و هی چشماتو ریز میکنی و میخندی.   ...
27 فروردين 1394

آش دندونی

11 دی اولین دندون ایلیا جون در اومد و16 دی هم براش آش دندونی درست کردیم اینم ایلیا وکیک دندونیش   ...
24 بهمن 1393