دو ماهگی پسر خوشگلم
صبح روز پنج شنبه( 5/16 )همراه بابایی رفتیم بهداشت و واکسن دوماهگی گل پسرم رو زدیم.اولین واکسن که زده شد شروع کردی به گریه و تازه داشتی اروم میشدی که بعدی و گریه ی زیادی کردی بعد من اومدم بغلت کردم و اروم شدی مامان قربونت بشه،و همراه بابایی اومدیم خونه و بابایی رفت سرکار. روی پاهای کوچولوت کمپرس سرد گذاشتم و بعد از شیر خوردن خوابیدی تا ساعتای 12 که شروع کردی به گریه کردن و هرکاری می کردم اروم نمیشدی و منم همراه تو گریه می کردم کمی اروم شدی و دوباره خوابت برد.شب هم برای دومین ماهگردت کیک درست کردم و با بابایی جشن کوچولویی گرفتیم ولی شما خواب بودی. ...
نویسنده :
مامانی
18:36
اخرین ورژن ایلیا
ختنه شدن گل مامان
پسر گلم امروز عصر( 4-5-1393) همراه بابایی و حاج خانم(مامان صاحب خونمون) رفتین مطب دکتر طاهری و اونجا تو مسلمان شدی. منم که دلم نیومد بیام گریه هاتو بشنوم عزیزم،خونه موندم و وقتی اومدی از راه پله ها صدای گریت می اومد . اسفند برات دود کردم و سریع بهت شیر دادم تا اروم شدی.دکترم کلی برات دارو نوشته که بخوری. ...
نویسنده :
مامانی
17:45
عکس 40 روزگی گل پسرم
سلام عزیزم اینم عکس چهل روزگی شما ( 26 تیر ) بعد از اینکه از حمام اومدی ازت گرفتم،که بعد از حمام کردن حسابی خسته شدی و خوابیدی. ...
نویسنده :
مامانی
1:43
چند عکس از یک ماهگی آقا ایلیا
ایلیا و دایی کوچولوش
ایلیا دایی کوچولویی به نام مهزیار داره که حدوداً 21 ماه ازش بزرگتره وخیلی هم ایلیا رودوست داره. ولی خب قضای روزگار اینه که پیش هم نیستند وشهرهای زندگیشون باهم فرق میکنه. این عکس 5روزگیشه که تو بغل دایی کوچولوش خوابیده ...
نویسنده :
مامانی
2:05









